شيخ ذبيح الله محلاتى

300

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )

حرمت او را ضايع كرده باشم و حجاب او را هتك‌كننده بودم كه از براى من تعيين كرده بود اى عايشه خانه خود را قلعه خود قرار بده و حجرهء خود را چون قبر كه ستر تو باشد تا رسول خدا را ملاقات نمائى اگر اين كار كنى نصرت اسلام كرده‌اى و حرمت خود را حفظ نمودى همانا بهترين اوقات تو لزوم بيت است كه از براى عزت و نصرت اسلام بهتر و به جهت شرافت دين كامل‌تر است اى عايشه اگر ترا متذكر بنمايم به آنچه از رسول خدا شنيده‌ام براى تو كزاينده‌تر از افعى سياه خواهد بود پس اشعار مذكوره قرائت كرد فقالت عائشة شتمتنى يا اخت فقالت لها ام سلمه و لكن الفتنة اذا اقبلت غطت على البصيرة و اذا ادبرت ابصرها العاقل و الجاهل يعنى ديدهء تو كور و چشم تو بىنور است و مخفى نماند كه اين نصايح كافيه و ممانعت واضحه ام سلمه را ديگر از اكابر اهل سنت روايت كرده‌اند در كتابهاى خود مثل ابن عبد ربه اندلسى مالكي در عقد الفريد و احمد ابن ابى طاهر در بلاغات النساء و ابن قتيبه در غريب الحديث و محمد طاهر كجراتى در مجمع البحار و اعثم كوفى در تاريخ خود اين جمله تمام حديث را بعينها نقل كردند و لغويين اهل سنت بيشتر لغات او را شرح كرده‌اند مثل ابو عبيده قاسم بن سلام در كتاب غريب القرآن در لغت رقش و ابن اثير جزرى در كتاب نهاية در لغت سدة و ندح و عقر و صحر و عول و فرط و ثوب و حمد و غض و خفر و وهز و نص و وجه و سدف و وقع و نهش و در قاموس در لغت سدف و ندح و در كتاب صراح اللغة در لغة ندح و فرط و در شرح مقامات حريري پارهء از اين حديث را نقل كرده و زمخشرى در فائق در لغت سدف و وهز و سائر لغات اشاره به اين كلمات بلاغت سمات ام سلمه نموده‌اند و حقير تفصيل اين مقامرا در جلد چهارم الكلمة التامة در خلال وقعهء جمل ايراد كرده‌ام . مكتوب ام سلمه بامير المؤمنين عليه السلام ام سلمه رضى اللّه عنها چون از احتجاج با عايشه بپرداخت و چندانكه توانست در منع عايشه از اين حركت بجانب بصره جلوگيرى كرد ديد فايده ندارد همه آب در